+ حدث نور(دوشنبه 14 مرداد 1387 ساعت 5:26 صبح )
اعياد شعبانيه بر همه شيعيان واقعي مبارک
? سوره جمعه آيه 5: مثل کساني که دانا شدند به علوم تورات ولي عمل به دستورات آن نکردند، همچون خري است که بارش کتاب است.
? استاد شيخ علي اکبر تهراني: جوانهاي عزيز در اين گونه جلسات که احکام قرآن و احاديث ائمه (ع) است شرکت کنيد و دست رفقايتان را هم بگيريد و بياوريد، نترسيد ضرر نميکنيد، درس را هم بهانه نياوريد که آقا ما درس داريم نميتوانيم بيائيم هيئت. برادر، ما درسي بالاتر از درس دين نداريم. اگر شما تمام درسهاي دنيا را بخواني ولي در کنارش درس دين و اخلاق نباشد، شما در هرکاري که باشي خلافکار ميشوي، حالا چه درس حوزهاي باشد چه دانشگاهي، اصلا خداي متعال بدترين سرزنشها را در قرآن به باسوادهاي بياخلاق و بيعمل کرده.
نمونهاش در سوره اعراف آيه 176 به آن بلعمبنباعورا که داراي اسم اعظم بوده ولي تهذيب و تربيت نفس نکرده بود ميفرمايد: مثل او مثل سگ است که به او کاري نداشته باشي زبان درميآورد و او را اذيت کني هم زبان درميآورد.
در سوره جمعه آيه 5 هم ميفرمايد: مثل کساني که علم دارند و تزکيه و تربيت نفس نکردهاند، مثل خري است که بارش کتاب است.
لذا اين درسي را هم که شما در مدرسه ميخواني زماني ارزش پيدا ميکند که در کنارش علم اخلاق باشد. و گرنه سواد خالي به کسي ارزش نميدهد. شما خيال ميکني الآن جنايتي که دارد در دنيا انجام ميشود، بيسوادها ميکنند؟ نه بيسواد اگر بخواهد خلاف کند به قول معروف يک آفتابه ميدزدد، يا کارهاي جزئي ميکند، اما آقاي دکتر که درس خوانده ميبيند اين مريض بينوا دارد ميميرد، ميگويد اگر پول داري براي عمل جراحي فلان مبلغ را بريز به حساب و اگر نداري بمير! حالا اين آقا درس هم خوانده، دکتر هم هست، همان پول را هم که ميگيرد ميبرد آمريکا يا اروپا دو ماه خرج خوشگذراني ميکند! لذا دکتر بودن، مهندس بودن، حتي ملا بودن به انسان ارزش نميدهد و آن چيزي که به اين علم و مدرک ارزش ميدهد اخلاقيات و ادب قرآني و تربيت نفس است.
» سيد محمد»» نظرات ديگران ( نظر)
مخلص دعايش مستجاب شود
(سعيد بن مسيب ) گويد: سالى قحطى شد و مردم به طلب باران شدند.
من نظر افکندم و ديدم غلامى سياه بالاى تپه اى بر آمد و از مردم جدا شد به دنبالش رفتم و ديدم لبهاى خود را حرکت مى دهد، و هنوز دعاى او تمام نشده بود که ابرى از آسمان ظاهر شد.
غلام سياه چون نظرش بر آن ابر افتاد، حمد خدا را کرد و از آنجا حرکت نمود و باران ما را فرو گرفت به حدى که گمان کرديم ما را از بين خواهد برد.
(من به دنبال آن غلام شدم ، ديدم خانه امام سجاد عليه السلام رفت . خدمت امام رسيدم و عرض کردم : در خانه شما غلام سياهى است ، منت بگذاريد اى مولاى من و به من بفروشيد.)
فرمود: اى سعيد چرا به تو نبخشم ؛ پس امر فرمود: بزرگ غلامان خود را که هر غلامى که در خانه است به من عرضه کند پس ايشان را جمع کرد، ولى آن غلام را در بين ايشان نديدم .
گفتم : آن را که من مى خواهم در بين ايشان نيست فرمود: ديگر باقى نمانده مگر فلان غلام ، پس امر فرمود: او را حاضر نمودند. چون حاضر شد ديدم او همان مقصود من است گفتم : مطلوب من همين است .
امام فرمود: اى غلام ، سعيد مالک توست همراهش برو. غلام رو به من کرد و گفت : چه چيزى ترا سبب شد، که مرا از مولايم جدا ساختى ؟(36)
گفتم : به سبب آن چيزى که از استجابت دعاى باران تو ديدم . غلام اين را شنيد دست ابتهال به درگاه حق بلند کرد و رو به آسمان نمود و گفت :
اى پروردگار من ، رازى بود مابين تو و من ، الان که آن را فاش کردى پس مرا بميران و به سوى خود ببر.
پس امام عليه السلام و آن کسانى که حضار بودند از حال غلام گريستند و من با حال گريان بيرون آمدم چون به منزل خويش رفتم رسول اما آمد و گفت اگر مى خواهى به جنازه صاحبت حاضر شوى بيا..!!
با آن پيام آور برگشتم و ديدم آن غلام وفات کرد
.(37)
-----------------------
برنامه و آدرس هيئت
هيئت متوسلين به حضرت علی اکبر عليه السلام با سخنرانی جناب شيخ علی اکبر تهرانی
سهشنبه 06/06/86 (نيمه شعبان) و پنجشنبه 08/06/86 از ساعت 19
به نشانی خيابان مالک اشتر-بين خوش و قصرالدشت-پلاک 129
با نماز جماعت آغاز و پس از قرائت قرآن کريم و سخنرانی به مدت یک ساعت و نیم و با ذکر مصيبت اهل بيت طهارت و دعا و صرف شام پایان می یابد. نوار کاست و لوح فشرده سخنرانی را در محل برگزاری سخنرانی و علاوه بر آن از خیابان کارگر جنوبی نرسیده به میدان انقلاب- پاساژ مهستان -فروشگاه گنجینه معرفت - تلفن : 66946775 تهيه فرماييد.
» سيد محمد»» نظرات ديگران ( نظر)
+ ياران امام زمان(دوشنبه 29 مرداد 1386 ساعت 5:42 صبح )
بسمالله الرحمن الرحيم
1. منتظرين امام زمان (عج) چند گروه هستند :
الف- منتظرين گمراه : اينها کساني هستند که نشستهاند و دست روي دست گذاشتهاند تا حضرت تشريف بياورند و کارها را اصلاح نمايند.
ب – منتظرين مخرّب : اينها کساني هستند که هم گناه ميکنند و هم دعوت به گناه ميکنند به اميد اينکه عالم از ظلم و جور اشباع شود تا حضرت ظهور کنند !
ج – منتظرين غافل : اينها کساني هستند که براي ظهور حضرت دعا ميکنند، ختم ميگيرند ولي در بند اصلاح خود و زن و و بچه و خانواده نيستند.
د – منتظرين عاقل و عادل : اينها کساني هستند که دائم به ياد خدا و در فکر اصلاح خود و خانواده و بندگان خدا هستند.
سه گروه اول وقتي امر ظهور واقع شود اگر خدا و امام زمان (عج) دستگيري نکنند جزء خوارج زمان خود ميشوند، مگر دستة چهارم که دائم به فکر امر به معروف و نهي از منکر و اصلاح خود، خانواده و اجتماع هستند.
» سيد محمد»» نظرات ديگران ( نظر)
امام صادق (ع) :
هر کس دوست دارد که خدا او را دوست داشته باشد اول بايد خودش به خدا و رسول خدا ايمان داشته و آنها را دوست داشته باشد.
دوست داشتن اين نيست که فردا که ولادت شد بزنيم و برقصيم و شهادت هم که آمد زارزار گريه کنيم.
يک قطره اشک براي امام حسين (ع) نريز ولي فقط از دستوراتش اطاعت کن و آبروي امام را در زندگي ات نبر مثل اين است که ان امام را دوست داري.
از بيانات استاد تهراني در جلسه 7 تير 1386
» سيد محمد»» نظرات ديگران ( نظر)
+ خدا کريم است(دوشنبه 4 تير 1386 ساعت 10:48 صبح )
شايد جمله خدا کريم است را بارها شنيده و يا به کار برده باشيم. اين جمله را بيشتر در جواب نصيحت ها و پندهايي که مي شنويم به کار مي بريم. امروز موقع خواندن قرآن به آيه 5 سوره فاطر برخورد کردم که خداوند در اين آيه مي فرمايد :
* اي مردم وعده خدا حق است . و مغرور نکند زندگاني دنيا شما را و فريب ندهد شيطان شما را به رحمت خدا *
اگر در مفهوم اين آيه بيشتر فکر کنيم به جملاتي از استاد مي رسيم که بارها در جلسه سخنراني فرموده اند :
جمله خدا کريم است را شيطان بر سر زبانها انداخته است.
در به کار بردن اين جمله کمي دقت کنيم.
-------------------------
توجه:
راستي استاد گرانقدر فرموده اند که اگر از قول من حرفي را به شما گفتند نپذيريد مگر اينکه خودتان آن را از زبان استاد شنيده باشد و يا از سي دي سخنراني شنيده باشيد.
» سيد محمد»» نظرات ديگران ( نظر)
+ شيطان و عابد(سهشنبه 1 خرداد 1386 ساعت 2:12 عصر )
در بنى اسرائيل عابدى بود به او گفتند: در فلان مکان درختى است که قومى آن را مى پرستند. خشمناک شد و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را قطع کند. ابليس به صورت پير مردى در راه وى آمد و گفت : کجا مى روى ؟ عابد گفت : مى روم تا درخت مورد پرستش مردم را قطع کنم ، تا مردم خداى را نه درخت را بپرستند.(34) ابليس گفت : دست بدار تا سخنى باز گويم . گفت : بگو، گفت : خداى را رسولانى است اگر قطع اين درخت لازم بود خداى آنان را مى فرستاد. عابد گفت : ناچار بايد اين کار انجام دهم . ابليس گفت : نگذارم و با وى گلاويز شد، عابد وى را بر زمين زد. ابليس گفت : مرا رها کن تا سخن ديگرى برايت گويم ، و آن اين است که تو مردى مستمند هستى اگر ترا مالى باشد که بکارگيرى و بر عابدان انفاق کنى بهتر از قطع آن درخت است . دست از اين درخت بردار تا هر روز دو دينار در زير بالش تو گذارم . عابد گفت : راست مى گويى ، يک دينار صدقه مى دهم و يک دينار بکار برم بهتر از اين است که قطع درخت کنم ؛ مرا به اين کار امر نکرده اند و من پيامبر صلى الله عليه و آله نيستم که غم بيهوده خورم ؛ و دست از شيطان برداشت . دو روز در زير بستر خود دو دينار ديد و خرج مى نمود، ولى روز سوم چيزى نديد و ناراحت شد و تبر برگرفت که قطع درخت کند. شيطان در راهش آمد و گفت : به کجا مى روى ؟ گفت : مى روم قطع درخت کنم ، گفت : هرگز نتوانى و با عابد گلاويز شد و عابد را روى زمين انداخت و گفت : بازگرد و گرنه سرت را از تن جدا کنم . گفت : مرا رها کن تا بروم ؛ لکن بگو چرا آن دفعه من نيرومندتر بودم ؟ ابليس گفت : تو براى خدا و با اخلاص قصد قطع درخت را داشتى لذا خدا مرا مسخر تو کرد و اين بار براى خود و دينار خشمگين شدى ، و من بر تو مسلط شدم .(35) |
» سيد محمد»» نظرات ديگران ( نظر)